اهمیت روز کارگر را بنویسید(موضوع انشا نگارش زمستان 1365)

انسان موقعی که به دنیا می آید واز مادر متولد و پا به عرصه وجود می گذارد اجتماعی  خلق می گردد و در حقیقت وضع آینده او مربوط به طرز تعلیم و تربیت نوع خانواده ، سلامتی و تغذیه می باشد و هر کس مطابق استعداد و محیط خود کاری را انتخاب می کند و یکی از خدمات اجتماعی را عهده دار می گردد البته آموزش و تعلیم در هر کار هدف نیست ولی وسیله کار است و اگر کسی کاری را انتخاب نکند و وظایفی را عهده دار نشود بیکار و سربار جامعه بوده و براستی عدمش به از وجودش می باشد به همین جهت است که می گویند:

برو کار کن مگو چیست کار     که سرمایه جاودانی است کار

کار انسان را از سه بلای بزرگ اجتماعی که عبارت است از نیازمندی، عیاشی و افسردگی نجات می دهد کسی که کار می کند از سلامتی و تندرستی کافی که در اثر تحرک و فعالیت کافی ایجاد می گردد بهره مند می شود.

کار در کارخانه،کار در مزرعه، کار در داد و ستد و تجارت و هرکار دیگر باعث درآمد و پیشرفت اقتصادی

می گردد. اگر کسی کار نمیکرد اگر کارگر نبود و این همه تولید و محصول که ما از آنها استفاده می بریم وجود نداشت به همین جهت باید گفت (برخیز با پوتک ای کارگر برپا با داس ای برزگر) در کار هم بایستی انسان خدا را در نظر داشته و وجدان کار داشته باشد ، با توکل به خدای بزرگ با دقت کافی و توجه کامل کار بکند و در کارها هیچگونه تقلب و نادرستی وجود نداشته باشد و فداکاری و از خود گذشتگی و ایمان زیاد داشته باشد و به قول شاعر:

کوشش و عزم و فداکاری و ایمان درست

چون به هم دست دهد سد سکندر شکند

دیگر آنکه کسی که مشغول کار است وقت و فرصت دیگر ندارد که به کارهای زشت و نادرست دست بزند. بیکاری موجب بدبختی و هرگونه عمل زشت و ناپسند و انجام گناه می گردد. وقتی که انسان در اثر کار و کوشش دارای درآمد و سرمایه گردید و از طرفی دست به کارهای زشت و ناپسند نزد از بلای بزرگ افسردگی هم نجات پیدا می کند و پیوسته شاد و خوشحال می باشد و خانواده او هم در رفاه و آسایش بسر می برند بنابراین کار انسان را از سه بلای بزرگ اجتماعی یعنی نیازمندی ، گناه و افسردگی نجات می دهد در نتیجه باید به کارگر زحمت کش ، به دهقان بی ریا، به معلم مهربان، به کلیه صنعت گران و تولید کنندگان درود و سلام فرستاد و از خداوند بزرگ موفقیت و سلامتی و رفاه آنها را درخواست نمود و به قول شاعر

بر آن شخص باید گریست     که دخلش بود نوزده خرج بیست(علیرضا رادپیشه دانش آموز مدرسه راهنمایی طالقانی منطقه3)

/ 0 نظر / 610 بازدید