نتیجه بی قناعت بودن به زندگی و آینده را بنویسید؟ ( موضوع انشا نگارش زمستان1364)

نتیجه بی قناعت بودن یا قانع نبودن در زندگی بیچارگی و بدبختی است و جز ذلت و خواری نتیجه ای نداشته و نخواهد داشت کسی که در زندگی قانع نبوده و پا را از حد خود بیرون نهد بی بندوبار و بدون برنامه بوده و همیشه محتاج مردم و ناراحت است به این جهت گفته اند (قناعت توانگرکندمرد را)اصولا هر فردی از افراد بشر که در زندگی موفق میشود کسی است که به اندازه توانائی و سرمایه خود قدم بر می دارد باید همیشه با برنامه ریزی صحیح امرار معاش نماید که به اندازه توانائی مقداری خرج روزانه را برابر با درآمدی که دارد تنظیم برنامه نماید برای پوشاک و لباس و تفریح و هزینه های پیش ینی نشده مبلغی را اختصاص دهد که هم با خیال راحت زندگی نماید و هم برای آینده خود پس انداز داشته باشد و به قول شاعر

بپوش و بنوش و ببخشش و بده           برای دگر روز چیزی بنه

مبادا که در دهر دیریستی             مصیبت بود پیری و نیستی

مثلی معروف است که می گویند لقمه را به اندازه دهانت بردار اگر کسی در زندگی قناعت نداشته و بی بندوبار بوده و زیاده از درآمد خود خرج نماید و همیشه از این و آن قرض کند همیشه بدهکار و افکارش پریشان و درمانده است و به قول مثلی دیگر به اندازه گلیمت پا دراز کن یعنی اگر بیست درآمد داری نوزده خرج کن که مبلغی پس انداز برای آینده داشته باشی و به همین جهت گفته اند

بر آن شخص باید گریست       که دخلش بود نوزده خرج بیست

اگر باران به کوهستان نبارد    به سالی دجله گردد خشک رودی

و یا قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود در دین مقدس اسلام می فرماید خداوند کسی را که زیاده روی نماید و اسراف کند دوست ندارد  کل وشربو و لا تسرفو ان الله لا یحب المسرفین یعنی بخورید و بیاشامید ولی زیاده روی نکنید که خداوند زیاده روی کنندگان را دوست ندارد(زمستان 1364 علیرضا رادپیشه دانش آموز کلاس دوم راهنمایی مدرسه طالقانی منطقه 3 تهران)

/ 0 نظر / 94 بازدید